رشيد الدين فضل الله همدانى

52

جامع التواريخ ( تاريخ اغوز ) ( فارسى )

و در اين مدّت سه سال برآمد ، و اغوز « 1 » در ولايت هرات « 2 » و سرخس « 3 » و بايغز « 4 » مقام كرده بود . چون پسرش برسيد ، از آنجا عزيمت ولايت و يورت خود كرطاق « 5 » و ارطاق « 6 » كرد ، و بر سبيل تعجيل به راه غور « 7 » و غرجستان « 8 » حركت فرمود ، و چنان اتّفاق افتاد كه چون در راه به كوهى بزرگ رسيد ، آنجا برف باريد و دو سه خانه جهت آن برف از او تخلّف كردند . چون به ياساق چنان بود كه هيچ آفريده از لشكر او تخلّف نكند ، چون او را معلوم شد ، پسنديده نداشت و گفت چگونه شايد كه كسى از برفى كه بيايد باز ايستد . آن چند خانه را قارلوق « 9 » نام نهاد ، يعنى خداوند برف ؛ و اكنون جماعتى كه ايشان را قارلوق مىگويند تمامت از نسل ايشان‌اند . و چون از آن كوه بگذشت ، به آب آمويه « 10 » رسيدند و عبور كردند و به نهر لكه ولايت ايلك « 11 » [ بر آب نهر بزرگ ] كه به سمرقند « 12 » مىرود [ بگذشتند . ] و ييلغوز اغاج « 13 » حدود بخارا « 14 » فرو آمد و روزى چند اقامت نمود ، و از آنجا به سلامت با تمامت لشكر به يورت خود رفت . و در اين مدّت كه از ولايت خود حركت كرد و ولايات بگرفت و باز به يورت خود آمد تخمينا پنجاه سال بود ؛ و چون به يورت اصلى خود خواست رسيد ، جماعتى قنقليان و ايغوران « 15 » كه ايشان را از راه باز گردانيده بود ، نه روزه [ راه ] به استقبال پيش رفتند و پيشكشها آوردند . [ 17 ] و چون به مقام رسيده بود ، هزار گوسفند ارك و نهصد ماديان فرمود تا جهت طوى بكشتند ، و طوى بزرگ ساخت و خانهء زرّين [ بزد ] ، و در آن ميانه كه طوى مىكردند ، شش پسر او كه با او جهانگيرى كردند و به سلامت با او به

--> ( 1 ) . Oguz ( 2 ) . Har t ( 3 ) . Sarahs ( 4 ) . B gid ( 5 ) . Kort q ( 6 ) . Ort q ( 7 ) . Gur ( 8 ) . Gargist n ( 9 ) . Q rluq ( 10 ) . Amu - Dary ( 11 ) . lek ( 12 ) . Samarqand ( 13 ) . J . lguzag g ( g c ) ( 14 ) . Buh r ( 15 ) . Uygur